X
تبلیغات
رایتل

آموزش فناوری دانلود

آموزش نماز

آموزش نماز

تقدیم:

از آنجایی که اسلام عزیز واصول واحکام ارزشمند آن طی چند سال، وبلکه چند دههء أخیر، بویژه در میان مسلمانان فارسـی زبان افغانستان وتاجیکستان بتاریکی گرائیده، و شاید بتوان گفت بفراموشی سپرده شده بود، که طبعاً هر جامعه ای مشکلات خاص خودش را داشته است، اینک که فرصت فراهم آمده لازم است هر چه بیشتر و بهتر در این زمینه کار و فعالیت انجام داد، تا راه برای فهم اصول و مزایا، و سپس احکام مختلف اسلام که بحق جابگوی تمامی مشکلات بشر در همهء عرصه های زندگی است هموار گردد.

رسالهء کوناهی که به نام ((آمـوزش نماز)) توسط دکتر عبدالله بن أحمد بن علی الزید ـ حفظه الله ـ بزبان عربی نگاشته شده، و برادر عزیزمان آقای إسحق دبیری آنرا به زبان فارسی برگردیده، گام مثبتی در همین راستا است.

آقای دبـیری یکی از جوانان آگاه و فعالی است که شدیداً علاقه مند خدمت به اسـلام عزیز بوده، و بویژه در باب تألیف و ترجمه بزبان فارسی شـوق و علاقهء خاصی دارد.

علاوه بر رسالهء ((آمـوزش نماز)) چند رسالهء مفید دیگر نیز نگاشته و یا ترجمـه کرده است که هم اکنـون زیـر چاپند از جمله: 

1 ـ مختصری از مناسک و راهنمای حج، تألیف.

2 ـ قبر: عذاب و خوشی آن، ترجمه.

3 ـ نامه ای برادرانه، ترجمه.

4 ـ خداشناسی برای خردسالان، تألیف.

5 ـ وجوب عمل به سنت رسول (ص) و کفر کسیکه آنرا انکار کند، ترجمه.

6 ـ واجباتی که بر هر مسلمان مرد و زن دانستن آن ضروری است، ترجمه، وغیر از اینها.

بنده بعنوان یک طلبه مبتدی زبان فارسی، از ایـن فرایند نیک بسیار خوشحالم، و از اینکه آقای دبیـری این بندهء ناچیز را أهل دانسته که أثرش را مراجعه کند و اظهار نظر نماید خوشحال تر.

پس قدم گذاشتن فعالانه شیخ إسحق دبیری را به عرصهء خدمت به مسلمانان فارسی زبان برای ایشان و خـوانندگان شان تبریک عرض مى کنم، و از خداوند متعال امیدوارم به ایشان توفیق بیشتر و بهتر نوشتن، و به خوانندگان ایشان توفیق خواندن و عمل کردن و رسـاندن عنایت فرماید، و به دیگر کسانی که ذوق و علاقهء خدمت به اسلام و امت اسـلامی را دارند نیز همت و حوصله عطا نماید، بویژه در عـرصهء ترجمـه و تألیـف بزبان فارسـی، به امیـد آنکه إن شـاء الله شـاهد پا گذاشتن جـوانان فعال دیگری در ایـن میدان باشیم.

 

عبدالله حیدری

28/5/1377هجری شمسی برابر با

26/4/1419هـجری قمری

 

 مقدمهء مترجم:

 الحمدلله الذی فرض الصلاة على  عباده وأمرهم بإقامتها وحٌسن أدائها وعلَّق النجاح والفلاح بالخشوع فیها وجعلها فرقاناً بین الایمان والکفر وناهیة عن الفحشاء والمنکر  والصلاة على  نبینا محمد وعلى  آله وأصحابه ومن سار على  نهجه إلى  یوم الدین     أما بعد:

نماز رکن دوم اسلام و از مهمترین رکن بعد از شهادتین بشمار مى رود، خداوند مى فرماید: )وَأَنزَلْنَا إِلَیکَ الذِّکْرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیهِمْ(44)(. [النحل].

[و به تو قرآن نازل کردیم تا برای مردم روشن سازی آنچه را که بر آنان فروفرستاده شده است].

پس رسول الله (ص) این امانتی که بر دوش او بود بطور کامل به مردم رسانیده است، و نماز بزرگترین عبادتی است که برای مردم بیان فرموده، هم با قول و هم با فعل، حتی اینکه یکبار بالای منبر نماز خواند تا مـردم از او چگونگی نماز را بیاموزند و فرمود: ((إنَّما صنعت هذا لتأتموا بی ولِتَعَلَّموا صلاتی)). [متفق علیه].

من اینکار را کردم تا اینکه شما از من پیروی کنید و چگونگی نماز خواندن را یاد بگیرید.

رسـول الله (ص) فرمودنـد: ((أول ما یحاسب به العبد المسلم یوم القیامة الصلاة المکتوبة، فإن أتمَّها وإلاَّ قیل: انظروا هل له من تطوع؟ فإن کان له تطوع أکملت الفریضة مـن تطوعه ثم یفعل بسائر الأعمال المفروضة مثل ذلک)). [أبوداود وابن ماجه].

اولین چیزی که بندهء مسلمان در روز قیامت در مورد آن باز خواست مى شود نماز است، پس اگر آنرا بطور کامل ادا کرده که خوب است، وگرنه خداوند به فرشتگان خود مى فرماید: (در حالیکه او بهتر مى داند) نگاه کنید آیا بندهء من نماز سنت و نافله ای هم دارد؟ پـس اگر علاوه بر فریضه، نماز نفل و سنتی داشت فریضه ای را که در آن نقص وجود دارد با آن سنت و نافله کامل مى کنند، سپس به همین ترتیب به بقیهء اعمال وی حسابرسی مى شود.

پس نماز سرمایهء هر مسلمان بشمار مى رود، زیرا تمامی اعمال و کردار او وابسته به قبول شدن، یا رد شدن نماز اوست، همچنانکه تاجر اگر سرمایه نداشته باشد نمى تواند تجارت کند تا سودی ببرد، و این دلالت بر بزرگی منزلت نماز در اسلام دارد.

پس کسیکه آرزوی ملاقات خداوند را دارد نباید از ادای آن کسالت ورزد زیرا نماز تشخیص دهنده و بیان کننده حد فاصل بین اسلام و کفر است، و آن ستون اسلام بشمار مى رود که بجز آن بر چیزی دیگر استوار نخواهد ماند.

پیامبر اسـلام (ص) ما را به پیروی از خود امر فرموده، و این پیروی را بر ما واجب کرده است، چنانکه مى فرمایند: ((صلوا کما رأیتمونی أصلی)). [بخاری].

طوری نماز بخوانید که مرا دیدید نماز مى خوانم.

و بشارت داده به کسیکه مانند او نماز بخواند، که خداوند عهد و پیمان کرده اسنت گناهان او را ببخشد، چنانکه مى فرماید: ((خمس صلوات افترضهن الله عز وجل، من أحسن وضوءهن، وصلاهنَّ لوقتهنَّ، وأتم رکوعهنَّ وسجـودهنَّ وخشوعهنَّ، کان له على  الله عهداً أن یغفر له، ومـن لم یفعل فلیس له على  الله عهدٌ، إن شاء غفر له، وإن شاء عذّبه)). [أبوداود].

خداوند پنج نماز بر بندگانش فرض نموده است، کسیکه بطور کامل وضوء بگیرد و به وقت آن نمازها را ادا کند، و رکوع و سجود و خشوع و خضوع آنها را بطور کامل انجام دهد، خداوند تعهد کرده است که گناهان او را ببخشاید، و کسیکه آنرا انجام ندهد خداوند تعهدی ندارد که گناهان او را ببخشد، اگر خواست گناهان او را مى بخشد، وگرنه او را عذاب مى دهد.

لذا با در نظر داشت این أهمیت فـوق العاده، ما این رسالهء مختصر که در همین باب نوشته شده برای مسلمانان فارسی زبان ترجمه کردیم تا به أهمیت آن پی ببرند و چگونگی ادای نماز را بیاموزند و آنرا بطور کامل ادا کنند.

إسحاق بن عبدالله دبیری

ریاض 29/1/1419هجری قمری

 

 مقدمه:

 الحمد لله وحـده والصـلاة والسـلام على  رسول الله محمد بن عبدالله (ص) وبعد:

چندین بار از من خواسته شد تا کتابی مختصر و جامع در بارهء رکن دوم اسـلام که نماز است بنویسم، کتابی در برگیرندهء امور اساسی آن بوده و در عین حال قابلیت ترجمه بزبانهای دیگر نیز داشته باشد.

لذا پس از جمع کردن و بررسی کتابهائیکه در بارهء نماز نوشته شده، برایم واضح گردید که هر کتابی در یکی از قسمتهای نماز سخن مى گوید.

بعضی از آنها در باره صفت و چگونگی ادای نماز نوشته شده، و أهمیت و فضل نـماز را ترک کرده، و بعض دیگر مسائل اختلافی را که برای نوآموزان ذکر آن لازم نیست شرح داده است.

پس لازم دانستم مسائل مهمی که بر هر مسلمان واجب است آنرا انجام دهد، با إرائه دلایل شرعی از قرآن کریم و سنت رسول الله (ص) جمع آوری کنم و مسائلی که در آن اختلاف وجود دارد، و نیز پژوهشهای طولانی را ترک کنم، با مراعات به اختصار و شمولیت موضوع، تا اینکه به فهم هر خواننده ای نزدیک بوده و ممکن باشد به زبانهای دیگر نیز ترجمه شود.

از خداوند مسئلت دارم که نفع آنرا به همگی برساند و خداست شنوا و إجابت کننده دعاها.

والله الموفق

ریاض 1/1/1414هـ

د. عبدالله بن أحمد الزید

پیشگفتار:

در صحیحین از رسول اکرم (ص) ثابت است که فرمودند: ((بُنی الإسـلام علی خمس شهادة أن لا إله إلاَّ الله وأنَّ محمداً رسول الله وإقام الصلاة وإیتاء الزکاة وصوم رمضان وحج البیت لمن استطاع إلیه سبیلاً)). [متفق علیه].

این حدیث شریف شامل ارکان پنجگانه اسلام است که عبارتند از:

رکن أول: گواهی دادن که خدائی بحق نیست مگر خدای یکتا، و محمد (ص) رسول و فرستاده خداست.

و معنی شهات ((لا إله إلاَّ الله)): یعنی معبود و خالق بحقی نیست مگر خدای یکتا و یگانه.

پس ((لا إله)) تمامی آنچه غیر از خدا عبادت مى شود نفی مى کند.

و ((إلاَّ الله)) عبادت خدای یکتائی که هیچ شریکی ندارد ثابت مى کند، چنانکه خداوند مى فرماید: )شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ(18)(. [آل عمران].

[خداوند که به داد(همه امور هستی) را تدبیر مى کند و فرشتگان و عالمان، گواهی دهند که معبود(حقی) جز او نیست. (آری) معبود(حقی) جز او(که) پیروزمندِ فرزانه است، نیست].

پس مقتضای شهادت ((لا إله إلاَّ الله)) اعتراف کردن به سه چیز است:

أول: اینکه توحید ألوهیت فقط برای خدای یکتاست

و آن عبارت است از: یکتا دانستن خداوند به تمام عبادتها، و عدم اعتقاد چیزی از آن برای غیر از او.

و این توحید ألوهیت چیزی است که خداوند مخلوقات را بسبب آن آفـریده چنانکه مى فرماید: )وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنْسَ إِلاَّ لِیعْبُدُونِ(56)(. [الذاریات].

[جن و إنس را جز برای آنکه مرا بندگی کنند نیافریده ام].

و همین ـ ألوهیت ـ است که خداوند پیامبران را بسبب آن فرستاده، و کتابها را نازل فرموده است.

چنانکه مى فرماید: )وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ(36)(. [النحل].

[و به یقین در (میان) هر امتی رسولی را برانگیختیم، (با این دعوت) که: خداوند را بندگی کنید و از طاغوت بپرهیزید].

و شرک ضد توحید است

پس اگر معنای ((توحید)): تمام عبادتها را فقط از آن خــدا دانستن است، ((شرک)): انجام چیزی از عبادتها برای غیر خداست.

و کسیکه بدون اکراه چیزی از انواع عبادت اعم از نماز، یا روزه، یا نذر، یا قربانی، یا طلب مدد را برای غیر خدا، چه صاحب قبری، و چه غیر از آن انجام دهد به خـدا شرک آورده و برای او شریکی قائل شده است.

و شرک بزرگترین گناهان است، تمامی اعمال و کردار را محو و نابود مى کند، وکسیکه به شرک آلوده شود، مال و جان او مباح است.

دوم: توحید ربوبیت: و عبارت است از: اعتقاد داشتن به اینکه خداوند خالق همه مخلوقات و روزی دهنده آنهاست، و اوست که به آنها زندگی مى بخشد سپس آنها را مى میراند.

و تدبیر کننده ای که برای او ملکیت آسمانها و زمین است.

و اقرار نمودن به این نوع توحید جزو فطری است که خـداوند بنده را بر آن بطور فطری و غریزی آفریـده، و همه انسانها حتی مشرکین که پیامبر اسـلام (ص) در بین آنان مبعوث شده بود به این نوع توحید اقرار داشتند، و آنرا انکار نمى کردند، چنانکه خداوند مى فرماید: )قُلْ مَن یرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن یمْلِکُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن یخْرِجُ الْحَی مِنَ الْمَیتِ وَیخْرِجُ الْمَیتَ مِنَ الْحَی وَمَن یدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَیقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ(31)(. [یونس].

[بگو: چه کسی از آسمان و زمبن به شما روزی مى دهد، یا کیست که حاکم بر گوش و دیدگان است؟ و کیست که زنده را از مرده بیرون مى آورد، و مرده را از زنده بیرون مى آورد؟ و کیست که کار(هستی) را تدبیر مى کند؟ خواهند گفت: خدا. پس بگو: آیا پروا نمى کنید؟].

و هیچکس از انسانها این توحید را انکار نمى کند بجز عده أی شاذ و نادر از بشر که ظاهراً آنرا انکار مى کنند، أما در باطن به آن اعتراف دارند، و این انکارشان فقط از روی عناد و گردنکشی است، چنانکه خداوند مى فرمایــد: )وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا(14)(. [النمل].

[و آن(ها) را در حالی که دلهایشان آن(ها) را باور داشته بود، از روی ستم و سرکشی انکار کردند].

سوم: توحید أسماء و صفات خـداوند: که عبارت است از: ایمان داشتن به آنچه خـداوند خود را به آن توصیف فرموده، یا به آنچه رسول الله (ص) خداوند را به آن وصف فرموده است.

و ثابت کردن آن به صورتیکه شایسته و لایق عظمت و کبریائی بارى تعالی باشد، بدون بیان کیفیت چگونگی آن، و بدون آوردن مثال برای آن، و بدون شبیه کـردن به چیزی، و بدون تحریف و تغییر دادن نص و معنای آن، و بدون انکار اسم و صفتی از اسمها و صفاتهای خداوند، چنانکه مى فرمایـد: )وَلِلّهِ الأَسْماء الْحُسْنَى  فَادْعُوهُ بِهَا(180)(. [الأعراف].

[و خداوند نامهای نیک دارد. پس به آن(نامها) او را به(دعا) بخوانید].

و همچنان مى فرماید: )لَیسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ(11)(. [الشورى ].

[چیزی مانند او نیست. و او شنوای بیناست].

پس ((لا إله إلاَّ الله)): اعلان کردن و اقرار نمودن است به این سه نوع توحید، و هر کسیکه آنرا بگوید بطوریکه معنای آنرا بداند، و به مقتضا و ضروریات آن از قبیل نفی شرک و اثبات یگانگی خداوند عمل کند، او مسلمان حقیقی است.

و کسى که آنرا بگوید و به معنی و ضروریات آن ظاهراً عمل کرده و در باطن آنرا انجام ندهـد و به آن اعتقاد نداشته باشد، او منافق است، و کسى که با زبان بگوید و کردار او مخالف مقتضا و ضروریات آن باشد، او کافر است، اگر چه بارها آنرا تکرار کند.

و معنای شهادت ((محمد رسول الله)): ایمان و تصدیق به رسالت محمد است، و چیزى که محمد (ص) آنرا از نزد خـداوند آورده که این ایمان و تصدق بایستی با انجام دادن و اطاعت کردن از اوامر او، و دوری جستن از آنچه که از آن نهی فرموده همراه باشد، و اینکه تمامی عبادتهای انسان مطابق و موافق دستور و فرمایش رسول خـدا (ص) باشد، چنانکه خداوند مى فرماید: )لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ(128)(. [التوبة].

[بى گمان رسولی از خودتان به سوی شما آمد، رنجتان بر او دشوار، بر شما حریص(و) به مؤمنان رئوفِ مهربان است].

و همچنان مى فرماید: )مَّنْ یطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ(80)(. [النساء].

[هرکس از رسول(خدا) اطاعت کند، در حقیقت از خداوند فرمان برده است].

و مى فرماید: )وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(132)(. [آل عمران].

[و از خداوند و رسول(او) فرمان برید، باشد که مشمول رحمت قرار گیرید].

و مى فرمایـد: )مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى  الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَینَهُمْ(29)(. [الفتح].

[محمد (ص) رسول خداست و کسانى که با اویند بر کافران سخت گیر و در میانِ خود مهربانند].

رکن دوم و سوم: ادای نماز، و دادن زکات است چنانکه خداوند متعال مى فرماید: )وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِیعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاء وَیقِیمُوا الصَّلاَةَ وَیؤْتُوا الزَّکَاةَ وَذَلِکَ دِینُ الْقَیمَةِ(5)(. [البینة].

[و فرمان نیافتند جز آنکه خدا را ـ در حالى که پرستش را برای او خالص ساخته اند با پاکدلی(دین ورز به آیین ابراهیمی) ـ بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین راستین].

و مى فرمایـد: )وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ وَارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِینَ(43)(. [البقرة].

[و نماز برپای دارید و زکات بپردازید و با رکوع کنندگان رکوع کنید].

و نماز همان چیزی است که ما در صدد و قصد بیان آن هستیم.

و زکات: آنچیزی است که از اموال اغنیاء و ثروتمندان گرفته مى شود و بر فقیران و دیگر مستحقین آن توزیع مى گردد.

و این اصل و قاعدهء بزرگ و عظیمی از اصول اسلام است، که بوسیلهء آن هماهنگی و همبستگی در جامعهء اسلامی بوجود مى آید، و افراد آن به یگدیگر کمک و یاری مى دهند، لذا مى بینیم که برای فقیر در آنچه در دست غنی و ثروتمند است حقی داده شده، بدون اینکه غنی و ثروتمند بر فقیر منّت بگذارد.

رکن چهارم: روزه ماه مبارک رمضان است. چنانکه مى فرمایــد: )یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى  الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(183)(. [البقـرة].

[ای مؤمنـان، روزه بر شما مقرر شده است، چنانکه بر پیشینیانتان مقرر شده بود، باشد که تقوی پیشه کنید].

رکن پنجم: حج و زیارت خانهء خدا است برای کسیکه استطاعت آنرا داشته باشد.

چنانکه خداوند مى فرماید: )وَلِلّهِ عَلَى  النَّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلاً وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ(97)(. [آل عمران].

[و برای خداوند حج خانه(کعبه) بر(عهده) مردم است، (البته) کسى که بتواند سوی آن راه برد. و هرکس کفر ورزد، (بداند) که خداوند از جهانیان بى نیاز است].

 

فضل نماز:

از آنچه گذشت معلوم مى شود که نماز شأن و منزلت بزرگی در اسـلام دارد، و رکن دوم از ارکان اسلام است که اسلام بنده صحیح و درست نمى شود مگر با ادای آن، و اینکه کسالت در آن از صفات منافقین است، و تـرک آن کفر و گمراهی و خـروج از دایرهء اسلام مى باشد، چنانکه رسـول گرامی (ص) مى فرماید: ((بین الرجل وبین الشرک والکفر ترک الصـلاة)). [مسلم].

بین مرد و بین شرک آوردن و کافر شدن ترک کردن نماز است.

و همچنین (ص) مى فرماید: ((العهد الذی بیننا وبینهم الصلاة فمن ترکها فقد کفر)). [ترمذی].

فرق بین ما مسلمانان و بین کافران و مشرکین نماز است، پس کسیکه آنرا ترک کند کافر مى شود.

و نماز پایه و اساس اسـلام است، و آن واسطهء بین بنده و خداست، چنانکه رسول الله (ص) در حدیث صحیح مى فرماید: ((إنَّ أحدکم إذا صلّى  یناجی ربه)). [بخاری].

هر یک از شما وقتی نماز مى خواند با خداوند مناجات مى کند.

و آن عـلامت محبت و دوستی بنده با خـدا و قدردانی او از نعمتهایش مى باشد.

و از بزرگی شأن و منزلت نماز نزد خداوند این است که اولین فریضه ای است که بر پیامبر (ص) فرض شده، و فرض شدن آن بر این امت در آسمان در شب إسراء و معراج بوده است.

و وقتی از رسول خدا (ص) سؤال شد: بهترین اعمال کدام است؟ آن حضرت (ص) فرموند: ((الصلاة على  وقتها)). [متفق علیه].

ادای نماز در اوقات آن.

و خداوند آنرا پاکیزکی از گناهان و کارهای ناشاپست قرار داده است، چنانکه رسـول خدا (ص) مى فرماید: ((أرأیتم لو أنَّ نهراً بباب أحـدکم یغتسل منه کلَ یومٍ خمس مرات هل یبقى  من درنه شیء؟ قالوا: لا قال: کذلک الصلوات الخمس یمحو الله بهن الخطایا)). [متفق علیه]. ببینید اگر جوی آبی بر درب خانهء یکی از شما جاری باشد و هر روز پنج بار در آن خودش را بشوید آیا از چرک وپلیدی بدن او چیزی باقی مى ماند؟ صحابه y گفتند: خیر، آنحضرت (ص) فرمود: همچنین نمازهای پنجگانه که خداوند بوسیلهء آن خطاها و گناهان را محو و نابود مى کند.

و در حـدیث آمده که آخرین وصیت رسول الله (ص) برای امت و آخرین سفارش ایشان در وقت وداع گفتن این دنیا بسوی آخرت این بود که فرمودند: ((در اداى  نماز، وحقوق بردگان از خـدا بترسید، یعنی: به آنان احسان و نیکی کنید)). [أحمد ونسائی وابن ماجه].

و خداوند در قرآن امر نماز را بسیار بزرگ شمرده و نماز و اهل نماز را شرافت بخشیده است، و در مواضع بسیار زیادی از قرآن کریم آنرا یاد فرموده، و بطور خصوصی به آن سفارش نموده است، از آن جمله ارشاد بارى تعالی چنین آمده است: )حَافِظُواْ عَلَى  الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى  وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ(238)(. [البقرة].

[بر(گزاردن) نمازها و(بویژه) نماز میانه(عصر) پایبند باشید و برای خداوند فروتنانه(به عبادت) بایستید].

و همچنین خداوند مى فرمایـد: )وَأَقِمِ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى  عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ(45)(. [العنکبوت].

[و نماز را بر پاى دار. که نماز از(کارهای) ناشایست و ناپسند باز مى دارد].

و باز مى فرماید: )یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ(153)(. [البقرة].

[ای مؤمنان، از بردباری و نماز مدد بجویید، که خدا با بردباران است].

و همچنین مى فرمایــد: )إِنَّ الصَّلاَةَ کَانَتْ عَلَى  الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَّوْقُوتًا(103)(. [النساء].

[که نماز بر مؤمنان واجبی زماندار است].

و خداوند بر کسى که نماز را ضایع و پایمال کرده ادا نمى کند، عذابی دردناک واجب نموده و مى فرماید: )فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاَةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یلْقَوْنَ غَیا(59)(. [مریم].

[آنگاه پس از آنان ناخلفانی جانشین شدند که نماز را ترک کردند و از خواسته ها(ی نفسانی) پیروی کردند. پس(کیفر) گمراهی را خواهند یافت].

پس بر هر مسلمان واجـب است که بر نماز محافظت و پایبندی کند، و همچنانکه خداوند آنرا فرض نموده، و در اوقات خـودش آنرا ادا کند، با نیت اینکه این عبادت به شکل درست، اطاعت از خدا و رسول خداست، و بداند که در صورت تخلف به خشم و غضب دردناک و عقاب خداوندی گرفتار خواهد شد.

 

طهارات و پاکیزگی:

طهارت و پاکیزگی: پاکی بـدن و لباس و جـایگاه خـواندن نماز را در بر مى گیرد، و طهارت بدن به دو چیز حاصل مى شود:

1 ـ غسل: از جنانب و حیض(عادت ماهانه) و نفاس (خـونی که بعد از وضع حمل مى آید) که با ریختن آب بر تمامی جسم و موی سر با نیت طهارت، حاصل مى گردد.

2 ـ وضوء: خداوند مى فرماید: )یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى  الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیدِیکُمْ إِلَى  الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى  الْکَعْبَینِ(6)(. [المائدة].

[ای مؤمنان، چون به (قصد) نماز برخیزید، روی خود و دستهایتان را تا آرنجها بشویید وسرتان را مسح کنید وپاهایتان را تا دو کعب([1]) (قوزک بشویید)].

این آیهء کریمه شامل اموری است که مرعات نمودن آن در وقت وضوء واجب است:

1 ـ شستن صورت، که مضمضه و استنشاق نیز جزو صورت شمرده مى شوند.

یعنی شستشوی دهان و بینی بوسیله داخل کردن آب در آنها.

2 ـ شستن دو دست تا آرنج.

3 ـ مسح کردن تمامی سر، که گوشها نیز جزو آن است.

4 ـ شستن دو پا تا قوزک (شتالنگ ، بجلک).

و پاکیزگی لباس و جایگاه ادای نماز، این است که آنها را از نجاستها مانند إدرار و مدفوعات انسان و مانند آن پاک نمود.

 

نمازهای فرض:

نمازهای فرض بر مسلمان در هر شبانه روز پنج وقت است که عبارتند از: نماز صبح که آنرا نماز فجر یا بامداد گویند، و نماز ظهر، و نماز عصر، و نماز مغرب، و نماز عشاء و یا خفتن.

1 ـ نماز صبـح: دو رکعت است و وقت آن از طلوع فجر صادق یعنی فجر دوم ـ و آن روشنی است که در آخر شب از جهت مشرق مى آید ـ تا طلوع آفتاب.

2 ـ نماز ظهر: چهار رکعت است و وقت آن از اول زوال (مایل شدن) آفتاب از وسط آسمان شروع مى شود و تا هنگامی که سـایهء هـر چـیز عـلاوه از سـایـهء اصلی آفتـاب یک بـرابـر آن شود ادامه دارد([2]) .

3 ـ نماز عصر: چهار رکعت است و وقت آن بعد از انتهای وقت نماز ظهر شروع مى شود تا اینکه سایهء هر چیز دو برابر آن شود (و وقت ضرورت) تا قبل از غروب آفتـاب که رنگ آن زرد شود ادامه دارد.

4 ـ نماز مغرب: سه رکعت است و وقت آن از غروب آفتاب شروع شده وتا ناپدید شدن شفق سرخ ادامه دارد.

5 ـ نماز عشـاء چهار رکعت است و وقت آن بعد از انتهای وقت مغرب تا یک سـوم شب و یا نیمه أول شب ادامه پیدا مى کند.

 

صفت و چگونگی نماز

بعـد از اتمام طهارت و پاکیزگی بـدن و محل نماز با صفتی که ذکر کردیم انجام گرفت، و مسلمان از دخول وقت نماز مطمئن شد بطرف قبله که خـانهء خـدا در مکـه است ایستاده و برای هر نمازی که مى خواست بخواند اعم از فریضه و سنت و نافله در قلب خودش نیت مى کند([3]) و سپس اعمال ذیل را انجام مى دهد:

1 ـ در حالیکه به سجده گاه خودش مى نگرد تکبیر تحریمه ((الله أکبر)) مى گوید.

2 ـ در هنگام گفتن تکبیرة تحریمه هر دو دست خود را در تا برابر دو شانه و یا مقابل گوشها بالا مى برد.

3 ـ و سنت است که بعد از تکبیر تحریمه دعای استفتاح نماز بخواند([4]) و بگوید: ((سبحانک اللهم وبحمدک وتبارک اسمک وتعالى  جدک ولا إله غیرک)).

بار إلها! ما تو را منزه مى دانیم، و تو را حمد و سپاس مى گوئیم، و نام تو را برتر مى دانیم و هیچ معبـود بر حقی غیر از تو وجود ندارد.

و اگر بخواهد بجای دعای گذشته این دعاء را مى خوانـــد: ((اللهم باعد بینی وبین خطایای کما باعدت بین المشرق والمغرب، اللهم نقنی من خطایای کما ینقّى  الثوب الأبیض من الدنس، اللهم اغسلنی من خطایای بالماء والثلج والبرد)).

بار إلها! همچنانکه بین مشرق و مغرب فاصله ایجاد کردی، بین من و گناهانم فاصله ایجاد کن . پروردگارا! همچنانکه لباس سفید از چرک پاک مى شود مرا از گناهانم پاک گردان . خداوندا! مرا از گناهانم با آب و یخ (برف) و تگرگ شستشو ده.

4 ـ سپس مى گوید: (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم).

پناه میبرم به خدا از شر شیطان ملعون و نفرین شده، بنام خداوند بخشایندهء مهربان .

سپس سـورهء فاتحه را قراءت مى کند: )الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ(2)الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ(3)مَلِکِ یوْمِ الدِّینِ(4)إِیاکَ نَعْبُدُ وإِیاکَ نَسْتَعِینُ(5)اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ(6)صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ(7)( و بعد از آن مى گوید: ((آمین)).

[ستایش خدای راست، پروردگار جهانیان& بخشاینده مهربان& خداوند روزِ جزا& تنها تو را بندگی مى کنیم، و تنها از تو یاری مى جوییم& ما را به راهِ راست ره نما& راه کسانى که به آنان انعام کرده ای(راه پیغمبران و صدّیقان و شهیدان و صالحان)، نه آنان که مورد خشم قرارگرفته اند(یهود)، و نه راه گمراهان(نصاری)].

((آمـین)) دعای ما را بپذیر، و ما را به راه راست پایدار گردان.

5 ـ سپس سوره ای از سوره های قرآن که آنرا حفظ دارد قراءت مى کند مانند: )قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(1)اللَّهُ الصَّمَدُ(2)لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ(3)وَلَمْ یکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ(4)(.

[بگو: خداوند است که یگانه است & خداوند بى نیاز است& نه(فرزند) زاده، و نه زاده شده است& و هیچ کس همتای او(نبوده) و نیست].

یا سورهء: )إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ(1)وَرَأَیتَ النَّاسَ یدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(2)فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا(3)(.

[چون نصرتِ الهی و فتح فرا رسد& و مردم را ببینی که گروه گروه در دینِ خدا درمى آیند& پس پروردگارت را با ستایش(او) به پاکی یاد کن و از او آمرزش بخواه. بى گمان او توبه پذیر است].

6 ـ بعد از آن به رکـوع رفته مى گوید: ((الله أکبر)) و دو دست خود را بر زانوی خود مى گذارد و مى گوید: ((سبحان ربی العظیم)) (پاک است پروردگار بزرگ من).

و سنت است که سه بار یا بیشتر آنرا تکرار کند.

7 ـ سپس سر را از رکوع بلند کرده مى گوید: ((سمع الله لمن حمده)) (خدا مى شنود ـ و مى پذیرد ـ ستایش کسیکه او را ستایش نماید)، خواه إمام باشد و یا منفرد (تنهاگذار).

و بعد از راست شدن و آرام گرفتن از رکوع مى گوید: ((ربنا ولک الحمد حمداً کثیراً طیباً مبارکاً فیه ملء السموات وملء الأرض وملء ما بینهما وملء ما شئت من شیء بعد)).

(ای پروردگار ما! ستایش حقیقی ویژهء تو است، بیشترین و بهترین و مبارکترین حمد و سپاسی که آسمانها و زمین، و آنچه بین آن دو است، و آنچه تو خواهی پر شود از آن).

اما اگر مقتدی باشـد در این هنـگام مى گوید: ((ربنا ولک الحمد ...)) تا آخر این دعاء.

8 ـ سپس سـجـده کرده مى گویـد: ((الله أکبر)) و بر اعضای هفتـگانه خود سـجده مى کند که عبارتنـد از:

پیشانی با بینی، و کف هر دو دست، و هر دو زانو، و سر انگشتان دو پا، و مى گوید: ((سبحان ربی الأعلى ))، پاک است پروردگار بزرگ من.

سه بار و یا بیشتر آنرا تکرار مى کند، علاوه بر آن هر چه دوست داشت مى تواند دعا کند.

9 ـ سپس در حالیکه سر خود را از سجـده بلند مى کند مى گویـد: ((الله أکبر)) آنگاه بر پای چپ خود مى نشیند و پای راستش را نصب مى کند و دستهایش را روی ران و زانویش مى گذارد و مى گویـد: ((رب اغفر لی وارحمنی وعافنی وارزقنی واهدنی واجبرنی)).

ای پروردگار من! از گناه و تقصیراتم درگذر، و بـه من رحم کن، و مرا عافیت ده، و مرا روزی عطا کن، و مرا هدایت فرما، ((واجبرنی)): آنچه بر انسان مى گذرد از نقص در بـدن، مانند مریضی و امثال آن، و در دین، مانند کوتاهی کردن در اوامر و دستورات، و افراط (زیاده روی) در محظورات که آنرا جبران فرماید.

10 ـ سپس در حالى که ((الله أکبر)) مى گوید سجـدهء دوم را بجا مى آورد، آنچه در سجدهء أول انجام داده در سجدهء دوم نیز تکرارش مى کند.

11 ـ سپس ((الله أکبر)) گویان برای رکعت دوم بلند مى شود، بدین ترتیب رکعت أول تمام مى شود.

12 ـ سپس سورهء فاتحه و یک سوره (یا چند آیهء دیگر) از قـرآن مى خواند و به رکوع مى رود، از رکـوع بلند مى شود سپس عیناً مانند أول دو سجده مى کند.

13 ـ بعد از بلند شدن از سجـدهء دوم همچنانکه بین دو سجــده نشسته بـود مى نشیند و آنگاه ((التحیات)) را به این ترتیب مى خواند: ((التحیات لله والصلوات والطیبات السـلام علیک أیها النبی ورحمة الله وبرکاته السلام علینا وعلى  عباد الله الصالحین، أشهد أن لا إله إلاَّ الله، وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله)).

یعنی (تمام تعظیم ها و نمازها و سایر پاکیها فقط از آن خداست، سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد ای پیامبر، و سلام بر ما باد و بر بندگان نیکوکار خدا، گواهی مى دهم که جز خدای بر حـق معبودی نیست، و گواهی مى دهم که محمد رسول و فرستاده اوست).

سپس اگر نماز دو رکعتی بود مانند نماز صبـح و جمعه و هر دو عید، همچنان به نشستن خود ادامه مى دهد و نمازش را با خواندن این درود کامل مى کند: ((اللهم صلِ على  محمدٍ وعلى  آل محمد کما صلیتَ على  إبراهیم وعلى  آل إبراهیم إنَّک حمیدٌ مجید، وبارک على  محمدٍ وعلى  آل محمد کما بارکتَ على  إبراهیـم وعلى  آل إبراهیم إنَّک حمیدٌ مجید)).

(بار إلها! درود و رحمت نازل فرما بر محمد و آل محمد، چنانکه بر إبراهیم و آل إبراهیـم رحمت فرستادی، تو ستایش شده و بزرگوار هستی). (پروردگارا! برکت نازل فرما بر محمد و آل محمد، چنانکه بر إبراهیم و آل إبراهیـم برکت نازل فرمودی، تو ستایش شده و بزرگواری). و از چهار چیز به خداوند پناه مى برد: ((اللهم إنی أعوذ بک من عذاب جهنم، ومن عذاب القبر، ومن فتنة المحیا والممات، ومن فتنة المسیح الدجال)).

(خداوندا! من به تو پناه مى برم از عـذاب دوزخ، و عـذاب قبر، وفتنهء زندگی و برزخ، و فتنهء مسیح دجال). سپس آنچه از خیر دنیا و آخرت بخواهد دعا مى کند، چه اینکه در نماز فرض، و چه در نماز سنت و نفل باشد.

آنگاه بسوی راست سلام مى دهد: ((السلام علیکم ورحمة الله))، همچنان بسـوی چپ: ((السـلام علیکم ورحمة الله)).

و اگر نماز سـه رکعت باشد مانند نماز مغرب، و یا چهار رکعت باشد مانند نمازهای ظهر و عصر و عشاء بعد از التحیات ((الله أکبر)) گویان بلند مى شود و فقط سورهء الفاتحه را تلاوت مى کند.

سپس مانند دو رکعت أول رکوع و سجود مى کند، در رکعت چهارم نیز به همان ترتیب، بجز اینکه در وقت نشستن بطور متورک مى نشیند، یعنی: پای چپ خـود را زیر پای راست گذاشته و مقعد خود را بر زمین مى گذارد و پای راست خود را نصب مى کند.

آنگاه بعد از رکعت سوم در نماز مغرب، و بعد از رکعت چهارم در نمازهای ظهر و عصر و عشـاء تشهد أخیر را مى خواند، و بر پیامبر (ص) درود مى فرستد، و اگر خواست دعا مى کند. سپس به دو طرفش مثل أول سلام مى دهد، بدین ترتیب تا اینجا نمازش تمام شده است.

 

نماز جمعه:

دین اسلام اجتماع را دوست دارد و به اجتماع و هماهنگی دعوت مى کند و تفرقه را ناپسند مى شمارد و از آن تنفر و دوری مى جوید.

و هیچ فرصتی از فرصتهای آشنائی متقابل و أُنس گرفتن و دوستی و اجتماع و هماهنگی بین مسلیمن دیده نشده مگر اینکه آنان را به آن دعوت نموده و امر کرده است.

و روز جمعه، روز عیدی برای مسلمانان است که در آن به ذکر و سپاس خـدا مشغول مى شوند، و در خانه های خدا اجتماع کرده از دنیا و گرفتاریهای آن خود را دور مى نمایند تا فریضه ای از فرائض خدا را انجام دهند، و به توجیهات و سفارشات خطباء و ارشاد علماء در خطبه های جمعه که بمثابهء درسی از دروس هفته مى باشد و امامان و خطبای جمعه مشاکل هفتگی جامعه را معالجه مى کنند گوش فرا دهند.

خداوند مى فرماید: )یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلاَةِ مِن یوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى  ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیعَ ذَلِکُمْ خَیرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ(9)فَإِذَا قُضِیتِ الصَّلاَةُ فَانتَشِرُوا فِی الأرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ(10)(. [الجمعة].

[ای مؤمنان، چون در روز جمعه برای نماز ندا داده شد، به (عبادت و) یادِ خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید. اگر بدانید این برایتان بهتر است& آنگاه چون نمازگزارده شود، در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بجویید و خداوند را بسیار یاد کنید تا شما رستگار شوید].

و نماز جمعه بر هر مرد مسلمان و بالغ و آزاد و مقیم واجب است.

رسـول خدا (ص) بر آن مواظبت کرده و کسانیکه آنرا ترک مى کنند شدیداً تهدید کرده است. چنانکه مى فرماید: ((لینتهین أقوام عن ودعهم الجمعات أو لیختمن الله على  قلوبهم ثم لیکونن من الغافلین)). [مسلم].

بخدا قسم که مردمی از ترک نماز جمعه باز مى آیند، یا اینکه خداوند بر قلبهای آنها مهر میزند و آنگاه آنان از غافلان و فراموش شدگان خواهند شد. و همچنین آن حضرت (ص) مى فرماید: ((من ترک ثلاث جمع تهاوناً طبع الله على  قلبه)). [أحمد ودارمی وأبو داود وترمذی ونسائی وحاکم].

کسیکه سه نماز جمعه را از روی تهاون و کسالت ترک کند خداوند بر قلب او مُهر مى زند.

نماز جمعه بجز در مساجد صحیح نیست، آنجایی که مسلمانان در آن جمع مى شوند و إمام بر آنها خطبه مى خواند و آنان را نصیحت و إرشاد مى نماید، اینرا هم باید توجه داشت که سخن گفتن در اثنای خواندن خطبه حـرام است، حتی اگر به رفیقت بگوئی ساکت شو، لغو و بیهوده گفته ای.

و نماز جمعه دو رکعت است و مسلمان اقتداء به إمام خود با جماعت آنرا انجام مى دهد.

 

نماز جماعت:

نماز با جماعت بیست و هفت درجه ((27)) از نماز تنهائی فضلیت بیشتری دارد. این حدیث از ابن عمر رضی الله عنهما از پیامبر (ص) روایت شده چنانکه در صحیح بخاری آمده است.

و در حدیث دیگری آمده که رسول خدا (ص) فرمودند: ((لقد هممت أن آمر بالصلاة فتقام ثم أخالف إلى  قوم فی منازلهم لا یشهدون الصلاة فی جماعة فأحرقها علیهم)). [متفق علیه].

همانا تصمیم گرفتم که دستور دهم إقامه نماز گفته شود و شروع به خواندن نماز کنند، سپس بطرف مردمی بروم که در خـانه هایشان هستند و به جماعت حاضر نمى شوند پس خانه هایشان را بر آنان آتش زنم.

اگر تخلف آنها از نماز جماعت معصیت بـزرگی نبود رسول الله (ص) آنها را به سوختن خانه هایشان تهدید نمى کرد.

خـداوند مى فرماید: )وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ وَارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِینَ(43)(. [البقرة].

[و نماز بر پای دارید و زکات بپردازید و با رکوع کنندگان رکوع کنید].

نص صریح و واضحی است در وجوب مشارکت نماز گزاران در نماز جماعت.

 

نماز مسافر:

خداوند مى فرماید: )یرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیسْرَ وَلاَ یرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى  مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ(185)(. [البقرة].

[خداوند در حق شما آسانی مى خواهد، و در حق شما دشواری نمى خواهد، و تا شمارِ(روزه) را کامل کنید، و خداوند را به پاس آنکه هدایتتان کرد، بزرگ بدارید. و باشد که سپاس بگزارید].

بلی اسلام چنین است، هیچگاه کار دشواری بر عهدهء کسی نمى گذارد، مگر بأندازهء استطاعت و توانائی آن، و أوامری که بداند در خور استطاعت آنان نیست واجب نمى کند. از آنجائی که در سفر احتمال مشقت و سختی وجود داشت خداوند به دو چیز اجازه داده است:

1 ـ قصر نماز: که بنابر این آسانی نماز چـهار رکعتی به دو رکعت تخفیف مى یابد، پس اگر شما در سفر بودی باید نماز ظهر و عصر و عشاء را به جای چهار رکعت دو رکعت بخوانی، ولی نماز مغرب و صبح به حالت خود باقی مى مانند و در آنان قصر و تخفیفی نیست. قصر نماز اجازه و هدیه ای است از طرف خـداونـد به بندگان متقی و پرهیزگارش، و خـداوند دوست دارد که بنده همچنانکه فرائض او را انجام مى دهد به موارد رخصت و تخفیف او نیز عمل نماید.

و هیچ فرقی در نوع وسیلهء سفر نیست، چه سفر با ماشین و هواپیما و کشتی و قطار باشد، و یا با اسب و شتر و قاطر و چهار پایان، و یا با پای پیاده باشد، همهء اینها اسم سفر بر آن اطـلاق مى شود و در هر صورت نماز قصر خوانده مى شود.

2 ـ جمع بین دو نماز: برای مسافـر جـایز است([5]) که بین دو نماز در یک وقت جمع کند، نمازهای ظهر و عصر را با هم، و نمازهای مغرب و عشـاء را با هم جمع مى کند. یعنی هر دو نماز در یک وقت ادا مى شود، أما هر نماز جدا از دیگری خوانده مى شود، أول نماز ظهر و سپس فوراً نماز عصر را مى خواند . یا أول نماز مغرب و بعد از آن نماز عشاء را ادا مى کند. البته باید بخاطر داشت که جمع بین نمازها صرفاً به نماز ظهر با عصر، و نماز مغرب با عشاء اختصاص دارد، بنابر این جمع کردن بین نماز صبح و نماز ظهر، و یا بین نماز عصر و نماز مغرب جایز نیست.

 

أذکار و أورادی که بعد از نماز گفته مى شود

سنت است که بعد از نماز سـه بار استغفر الله بگویـد، و علاوه بر آن مى گوید: ((اللهم أنت السلام ومنک السلام تبارکت یا ذا الجلال والإکرام، لا إله إلاَّ الله وحده لا شریک له، له الملک وله الحمد، وهو على  کل شیء قدیـر، اللهم لا مانع لما أعطیت، ولا معطی لما منعت، ولا ینفع ذا الجد منک الجد)). آنگاه(33) سبحان الله و(33) الحمد لله و(33) الله أکبر مى گوید که مجموعاً(99) بار مى شود، و برای تکمیل عدد(100) مى گوید: ((لا إله إلاَّ الله وحـده لا شریک له، له الملک وله الحمد، وهـو علی کل شیء قدیـر)). سپس آیـة الکرسی: )الله لا إله إلاَّ هو الحی القیوم لا تأخذه سنة ولا نوم….(. [البقرة 185]. و)قل هو الله أحـد(. [اخلاص]. و)قل أعوذ برب الفلق(. [الفلق]. و )قل أعـوذ برب الناس(. [الناس] .را مى خواند. و مستحب است که سه سـورهء گذشته را بعد از نمازهای صبـح و مغرب سـه بار تکرار کنـد. و همچنین: ((لا إله إلاَّ الله وحـده لا شریک له، له الملک وله الحمد، وهـو علی کل شیء قدیر))(10) مرتبه بگوید.

البته تمام این أذکار و أوراد سنت بوده واجب نیست.

 

سنتهای راتبه: 

برای هر مسلمان مستحب است که بر ((12)) رکعت نماز سنت مواظبت کند بشرطیکه مقیم باشد. که عبارتند از: چهار رکعت قبل از نماز ظهر و دو رکعت بعـد از آن، و دو رکعت بعد از نماز معـرب، و دو رکعت بعـد از نماز عشاء، و دو رکعت قبل از نماز صبـح. أما در وقت سفـر پیامبر (ص) سنتهای ظهر و مغرب و عشاء و ترک مى کردند، و بر سنت صبـح و نماز وتر([6]) محافظت مى کردند. و بر ما است که کردار رسول الله (ص) را أسوه و قدوهء حسنهء خود بدانیم خـداوند مى فرماید: )لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ(21)(. [الأحزاب].

[به راستی برای شما، در رسول خدا سرمشقی نیکوست].

و گفتار رسول الله (ص) که فرمودند: ((صلوا کما رأیتمونی أصلی)). [بـخاری].

نماز بخوانید همچنانکه مرا دیدید نماز مى خوانم.

والله ولی التوفیق

 

ترجمهء نویسندهء این کتاب بطور مختصر:

نویسندهء این کتاب دکتر عبدالله بن أحمد بن علی الزید است که در شهرک (الغاط) یکی از شهرکهای پایتخت عربستان سعودی که تا خود شهر ریاض (250) کیلومتر فاصله دارد، در سـال 1370هجری قمری دیده بدنیا گشود، و در سال 1393هجـری قمری در دانشـگاه اسـلامی محمد بن سعود در ریـاض موفق به أخذ لیسانس شـد، و بعد از آن در سال 1406هجـری قمری موفق به أخذ دکتراه در همان دانشگاه گردید.

و در حال حاضر در وزارتخانه شـؤون اسـلامی و أوقاف و دعـوت و إرشاد پُست معاونت مطبوعات و نشر در عربستان سعودی را بعهده دارد


([1]) (و فاصله میان معطوف به واو، به معطوف به فاء براى  ترتیب است که أول رو، دیگر دو دست شسته شوند، دیگر مسح سر شود، دیگر پا شسته شود، و آوردن شستن پا بعد از مسح سر براى  این است که در شستن پا إسراف در ریختن آب نیاید، زیرا براى  شستن رو و دو دست به کف آب گرفته مى شود و إسراف نمى آید، أما در شستن پا و ریختن آب بر آن مظنهء إسراف است).

([2]) و در نزد بعضى  علماء و مذاهب اسلامى  مانند مذهب أحناف وقت ظهر تا زمانى  ادامه پیدا مى کند که سایهء هر چیز علاوه از سایهء اصلى  دو برابر شـود، = = اگر سایهء اصلى  جـوان (1.5) مترى  در وقت زوال (هنگامیکه آفتاب بالاى  سر ایستاده) (20) سانتى  متر بوده تا وقتى  که سایهء او سه متر و (20) سانتى  متر شود وقت نماز ظهر ادامه دارد . (مترجم) .

([3]) نیت در قلب است، زیرا از رسول اکرم (ص) ثابت نشده که آنحضرت نیت را بر زبان آورده باشند، مگر نیت حج، و همچنین از صحابه و یاران و تابعین هم ثابت نشده، پس نیت کردن با زبان یک نوع بدعت بشمار مى رود. (مترجم).

([4]) دعاى  شروع کردن نماز ((استفتاح))، دعائیست که بعد از تکبیر تحریمه و قبل از شروع به قراءت فاتحه در نماز خوانده مى شود و حکم آن سنت است.

([5]) بعضى  از علماء و مذاهب اسـلامى  بنابر اجتهادات فقهى  جمع کردن بین نمازها را در سفر جایز نمیدانند . (مترجم) .

([6]) وتر یعنى : فرد و طاق و تنهائى  . نماز وتر از سنن مؤکده مى باشد، و وقت آن بین نماز عشـاء و طلوع فجر است، کمترین آن یک رکعت، و میانه آن سه رکعت، و بیشترین آن یازده رکعت مى باشد، نماز وتر أول دو رکعت، و رکعت آخرى  تنها خوانده مى شود، و در باره آن أحادیث بسیارى  آمده که ما در اینجا فقط به دو حدیث إشاره میکنیم، پیامبر (ص) فرمودند: ((اجعلوا آخر صلاتکم باللیل وتراً))، آخرین نماز شب خود را وتر قرار دهید، متفق علیه . و فرمودند: ((أوتروا قبل أن تصبحوا))، نماز وتر را بخوانید قبل از اینکه شب را صبح کنید، روایت از إمام مسلم مى باشد. به إجماع علماء و دانشمندان نماز وتر هر وقت بعـد از نماز = = عشاء تا طلوع فجر خوانده شود جایز است، البته در نزد بعضى  علماء نماز وتر واجب است، و سه رکعت آن با هم خوانده مى شود . (مترجم) .


ترتیب دکتر: عبدالله بن أحمد بن علی الزید

ترجمهء أبی عبدالله: إسحاق بن عبدالله دبیری

تقدیم: عبدالله حیدرى

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)