X
تبلیغات
نماشا
رایتل

آموزش فناوری دانلود

آشنایی معلمان با بهداشت روانی

چکیده :

واژة بهداشت  و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامه‌های تربیتی - بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونه‌ای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع بهداشت جسمی و بهداشت روانی تقسیم می‌شود، ولی آنها بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند.بهداشت روانی از آن جهت که رابطة مستقیمی با عملکرد فردی - اجتماعی و آسیب‌های روانی - اجتماعی دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است .

بهداشت روانی مقوله ای است عام که تمام اقشار جامعه را در بر می گیرد و ضرورت رعایت آن وظیفه‌ای است که بر عهدة تمام اقشار جامعه است تا با سالم نگه داشتن روان بتوانند جسم سالمی داشته باشند.

مقدمه :

موضوع بهداشت روانی و تامین آن برای مردم ، سازمانها و دولت ها بسیار مهم است، چرا که با کارایی فردی و اجتماعی افراد و در کنار آن با پیشرفت‌های علمی ، صنعتی و... جامعه گره خورده است. امروزه اکثر کشورها منابع زیادی را برای بهبود بهداشت روانی جامعه صرف می‌کنند و در کنار آن با تدوین برنامه‌های جامع از سازمان‌ها و منابع محلی - اجتماعی نیز استفاده می‌کنند.بهداشت روانی علمی است برای بهتر زیستن و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی از اولین لحظات حیات جنینی تا مرگ را در بر می گیرد. بهداشت روانی ، دانش یا هنری است که به افراد کمک می کند تا با ایجاد روشهای صحیح روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری نموده و راه حلهای مطلوب تری را برای حل مشکلاتشان انتخاب نمایند.بنابراین وظیفه و هدف اصلی بهداشت روانی تأمین سلامت روانی افراد جامعه است که در این برنامه پیشگیری مقدم بر درمان است.

بهداشت روانی چیست ؟

تعاریف بهداشت روان طیف وسیعی را در برمی‌گیرد از عدم وجوداختلال روانی تا استفاده از حداکثرتوانایی در شخص . این تعاریف با توجه به شرایط و موقعیت های اجتماعی،سن و فرهنگ بهنجار ارائه شده اند. تعریف و مفاهیم  بهداشت و اختلالات روانی بطور چشمگیری در قرون اخیر تفاوت کرده اند.برای مثال در قرن ۱۵ اختلالات روانی شامل تسخیر شدن و مورد تملک واقع شدن بود و لذا شکار ساحره و بیرون کشیدن شیاطین از جمله راههایی بودند که برای درمان این گونه اختلالات به کار می رفتند.در قرن حاضر فرد سالم از نظر سازمان بهداشت جهانی کسی است که علاوه بر نداشتن بیماری جسمانی ، اختلال روانی نیز نداشته باشد و در ضمن از افکار ، احساسات،هیجانات و...سالمی برخوردار باشد.سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف می‌کند: بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست.انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت نگرش‌های مربوط به خود ، نگرش‌های مربوط به دیگران و نگرش‌های مربوط به زندگی تعریف می‌کند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی.

تاریخچة بهداشت روانی :

پیدا کردن آغازهرنهضتی به خصوص نهضتهای علمی به علت داشتن منابع گوناگون و چند جانبه مسأله مشکلی است، در حقیقت روان پزشکی را می توان قدیمی ترین حرفه و تازه ترین علم به شمارآورد . قدیمی ترین ازاین لحاظ که بیماری های روانی ازقدیم وجود داشته است. و بقراط در377 تا 460 سال قبل ازمیلاد عقیده داشته که بیماران روانی را مانند بیماران جسمی باید درمان کرد. علل سرشتی وفرضیه مزاج ها از همان زمان بقراط و جالینوس ، وجود و اهمیت تاریخی داشته است . می گوییم بهداشت روانی، تازه ترین علم است برای اینکه تقریباً ازسال1930 میلادی بعد ازتشکیل اولین کنگرة بین المللی بود که روان پزشکی به صورت جزئی ازعلوم پزشکی پذیرفته شد و سازمان های روانپزشکی و مراکزپیشگیری درکشورهای مترقی یکی بعد ازدیگری فعالیت خود را شروع کردند. از فعالیت های این سازمانها در جریان جنگ جهانی دوم عملاً کاسته شد و بدین ترتیب می توان روان پزشکی را به صورت تازه ترین علم بعد از جنگ جهانی دوم به حساب آورد. از مدارک موجود چنین استنباط می شود که تا اواخر قرن هجدهم و همزمان با انقلاب کبیر فرانسه ازتاریخچة بهداشت روانی اطلاعات کافی دردست نیست. به علت جهل و بی سوادی نسبت به بروز بیماری های روانی، اختلالات رفتاری و بیماری های روانی را به دخالت ارواح خبیثه و شیاطین، قدرت های ماورای انسانی و نفوذ عوامل طبیعی مانند خورشید، ماه و رعد و برق در بدن می دانستند و عقیده داشتند که این بیماری ها با نیروهای ماوراالطبیعه و وساطت افراد مقدس درنزد خدا بهبود می یابند. واین شفاعت موقعی اتفاق می افتاد که بیمار در خواب باشد. اولین بار بقراط فیلسوف مشهور یونانی بودکه خرافات را دربارة بیماری های روانی کنارگذاشت واختلالات روانی را به طرف پزشکی کشانید و مغز را مرکز اصلی روان دانست. جالینوس علت بیماری های روانی را اختلال عمل مغزمی دانست. در اوایل قرن سیزدهم و اوایل رنسانس، ارتباط جسم و روان و یکپارچگی واکنش آنها مورد بحث قرارگرفت و علاوه برفرضیه ابوعلی سینا مسألة این ارتباط به اسپانیا و کشورهای دیگرکشانده شد و این موضوع، زمینه ای برای فرضیة جدید دربارة بیماری های روان تنی شد. این قرن را باید قرن سحر و جادو، دخالت شیاطین و ارواح درایجاد بیماری های روانی دانست. اولین روانپزشک به نام”جان وی یر”که درسال1515 در دهکده ای در مرزآلمان و هلند به دنیا آمده بود پس از اتمام دوران پزشکی در پاریس علاقه مند به مطالعةدرباره رفتارانسانی و بیماری های روانی شد و در سال1563 کتابی درسوئیس نوشت که امروزاهمیت زیادی درباره تاریخچة روانپزشکی دارد . “جان وی یر” به علت علاقه مندی درنوشتن رساله هایی دربارة تشخیص بیماری های روانی، صرع، وحشت شبانه، علائم هیستریک، توهمات افسردگی و سایر پدیده های روانی مَرد قرن16 نام گرفت. اگرچه نوشته های او با مخالفت و طرد او از طرف گروه زیادی از اطباء و نویسندگان آن زمان روبرو شد ولی با رشد روانشناسی پویا مجدداً نوشته های تاریخی”وی یر“ ارزش خود را در روانپزشکی پیدا کرد. اولین روان پزشک کشور انگلستان” ویلیام بتی “ درسال1753 میلادی بود واطلاعات جسته وگریخته وجود دارد که تا قرن چهاردهم مکان هایی برای مواظبت و نگهداری بیماران روانی درمونت کاسینوی ایتالیا و بیمارستانی درلیون فرانسه وجود داشته است . در اسپانیا اولین بیمارستان روانی در سال 1409 در شهر والنسیا به وسیلة یک کشیش اسپانیایی ایجاد شد و علت آن رفتار استهزاآمیز و آزاردهندة افراد نسبت به بیماران روانی در ملاء عام و خیابان های آن زمان بوده است. بیماران روانی خفیف به صورت فقرا و ولگردان در کوچه و بازار ، وسیله خنده وتمسخر بچه ها وآلت دست بزرگتران می شدند . دربیمارستان تبلم لندن تا قرن 19 خوراک و پوشاک و جای کافی برای بیماران وجود نداشت و مسئولان بیمارستان بیماران را در روزهای یکشنبه درمعرض دید و تماشای مردم در مقابل دریافت مختصر پولی قرار می‌دادند و از این راه سالیانه400 پوند انگلیس عاید بیمارستان می شد تا کمبود بودجه را جبران کنند .

هدف بهداشت روانی :

وظیفه و هدف اصلی بهداشت روانی ، تأمین سلامت فکر و روان افراد جامعه است . برای رسیدن به این هدف احتیاج به نیروی انسانی فعال و کاردان ،همکاری سازمانهای دولتی ، برنامه ریزی ، بودجه برای ایجاد و گسترش سازمان های روان پزشکی و بالاخره آموزش بهداشت همگانی در سطح جامعه داریم .به طور خلاصه و فهرست وار اهداف و نتیجه کلی از بهداشت روانی را در2 بخش اصلی برمی شماریم :1. بخش خدماتی : جهت تأمین سلامت فکر و روان افراد جامعه ، پیشگیری از ابتلاء به بیماری های روانی ، بیماریابی و پیگیری بیماران مبتلا به اختلالات عصبی روانی به طور سرپایی و یا بستری ، کمک های مشورتی به افرادی که دچار مشکلات روانی ، اجتماعی و خانوادگی شده اند . 2. بخش آموزشی :آموزش بهداشت روانی به افرادی که با بیماران عصبی سروکاردارند و همچنین آموزش بهداشت روانی همگانی وآشناکردن مردم جهت همکاری و استفاده ازسرویس های موجود درصورت مواجه با استرس ها و مشکلات روانی ،آموزش روان پزشکی به دانشجویان پزشکی وپیراپزشکی، تنظیم برنامه های بازآموزی کوتاه مدت روان پزشکی برای پزشکان عمومی جهت آشنایی بیشترعلوم روانپزشکی و نظایرآن .

اصول بهداشت روانی :

1- احترام فرد به شخصیت خود و دیگران2- شناختن محدودیت ها و توانایی های خود و افراد دیگر3- پی بردن به علل رفتار4-  توجه به تمامیت وجود هر فرد5-  شناسایی نیازها و انگیزه های مسبب رفتار انسان
بهداشت روانی در دوران های مختلف :

1. بهداشت روانی و پیشگیری اولیه در دوران قبل از تولد و زمان تولد :دراین دوره سهم عوامل ارثی و مادرزادی در ایجاد اختلالات روانی بیش از سایرعوامل است . علاوه بر عوامل مذکور ، عوامل محیطی ، شرایط اقتصادی خانواده ، نگرانی ها و اضطراب های دوران حاملگی ، بیماری های مادر در دوران حاملگی ، ضربه های قبل از تولد و ضربه های زایمانی و سایر عوامل جسمانی و روانی مادر همگی ممکن است درتعیین سرنوشت کودک مؤثر واقع شود و صدمات جبران ناپذیری به وجود آورد. ازنظر بهداشت روانی و پیشگیری این عوامل بدین شرح است: ممانعت از ازدواج خویشاوندان نزدیک و ازدواج های زودرس ، تشخیص و تعیین عوامل ارثی بیماری زا و جلوگیری از ازدواج افرادی که نسل معیوب به وجود می آورند ، مراقبت ازسلامتی مادر در دوران حاملگی و جلوگیری ازکمبود مواد پروتئینی، ویتامین ها ،ابتلا به بیماری ها و عفونت ها ،همکاری با متخصصان بیماری های زنان و زایمان دربارة اجرای موازین بهداشتی دردوران حاملگی و بالاخره تنظیم طرح های لازم به منظور دادن آموزش کافی به مردم و آشنا ساختن آنان به زیان های جبران ناپذیری که ممکن است در نتیجة کوچکترین اهمال دراین دوره به وجود آید . جلوگیری ازحوادث زایمان و صدمات مغزی که هنگام تولد ممکن است پیش آید از نظر بهداشت روانی بسیارمورد توجه است. باید مراقبت کامل از نظرحفظ کودکان درمقابل ضربه ، کمبود اکسیژن و خفگی و غیره به عمل آید. 2. بهداشت روانی در آغاز کودکی دردوران شیرخوارگی، مسائل مربوط به بهداشت و واکسیناسیون کودک، تغذیه، شیردادن و رعایت نظم و ترتیب دراین مورد و زیان های ممانعت از استفاده از شیرمادر بایستی مورد توجه قرارگیرد . باید دانست که مادر اولین کسی است که نوزاد با او رابطه عاطفی برقرارمی کند و اگردرنحوة ایجاد این رابطه اختلالی حاصل شود ، اثرات آن دردوران زندگی ، درنحوة همسازی کودک و یا نوجوان با محیط و برقراری مناسبات صحیح با افراد دیگر آشکار می شود. بدیهی است که اساس و بنای روانی فرد در دوران کودکی پی ریزی می شود . وظیفة پزشکان خانواده ، پرستاران ، مددکاران اجتماعی و مشاوران مراکز بهداشت روانی است که به عنوان بیماریابی رفتارهای غیرطبیعی این کودکان راکشف و در رفع علل مولد آن کوشش کنند و همکاری لازم را با خانواده بیمار بنمایند . در غیر این صورت ممکن است کودک درآینده به بیماری های روانی و رفتارهای غیر طبیعی یا ضد اجتماعی که مولد محیط نامساعد و ناسالم خانواده است ، گرفتار شود . در دوران کودکی عدم مناسبات صحیح بین پدر و مادر و مناقشات میان آنها ، تبعیض وتشویق بی جهت میان کودکان ، روان کودک را نامتعادل می کند . کودک برای پایه گذاری بنای روانی و عاطفی و ایجاد شخصیت صحیح احتیاج به محبت والدین‌و احساس امنیت در خانواده دارد.کودک باید بتواند پایه‌های‌زندگی روانی آیندةخود را بر اساس عواملی مانند احساس محبوب بودن و امنیت در خانواده ، همسازی و انطباق صحیح با محیط خانواده و خارج ، ارضای تمایلات بطور منطقی و مطلوب پی ریزی کند . اگر پدر و مادر به این ضروریات توجه نکنند ، احتیاجات کودک به نحو کامل درک نمی شود و ثبات عاطفی در خانواده به وجود نخواهد آمد ، در این صورت کودکی که در حال رشد است دچار نابسامانی های روانی خواهد شد . 3. بهداشت روانی در دوران بلوغ بلوغ را می توان یکی از مهمترین دوره های زندگی دانست که ازنظر فیزیولوژیکی، فیزیکی و روانی تحولات بسیارعمیقی در فرد ایجاد می کند و باعث می شود که نظم جسمانی و روانی نوجوان به هم بخورد. نوجوان‌در این مرحله ا زنظر جسمانی در حال رشد ، از لحاظ عاطفی نارس ، از نظر تجربه محدود و از لحاظ فرهنگ اجتماعی بسیار شکننده و تحت تأثیر است . بلوغ یک دوران بی سر و سامان و به عبارت دیگر دوره ای از زندگی است که شخص غالباً دستخوش کشمکش های گوناگون است . از نظر بهداشت روانی شناخت این تحولات به خصوص درآن قسمت‌ها که تغییرات چشمگیر در رفتار و کردار نوجوانان آشکار می شود ، بسیار پر اهمیت است و برای آموزش و آماده کردن نوجوانان ، پدران و مادران برای رویارویی با مسائل و مشکلات مربوط به این دوره از زندگی امری است که مورد قبول همه روان پزشکان وروان شناسان قرارگرفته است . عدم آشنایی و توجه به تغییرات روانی در این دوره ممکن است منجر به بروز مناقشات خانوادگی و اجتماعی شود و منشاء بسیاری از انحرافات اخلاقی ، پناه به اعتیاد ، دزدی و انواع تبهکاری در نوجوانان شود . معمولاً اکثر پزشکان فقط به سلامت جسمی فرد بیمار توجه می کنند و همچنین معلمان مدارس مرتکب چنین اشتباهی می شوند و به جای توجه به رفتار و عکس العمل های نوجوان فقط به رشد جسمانی ، پیشرفت و معدل او توجه دارند و به هیچ وجه مشکلات عاطفی و روانی او را در حل مشکلاتش ، مدنظر قرار نمی دهند . مراقبت از رشد روانی نوجوانان توسط پزشک و آموزگار امری ضروری است و بایستی رفتارهای غیر طبیعی به موقع تشخیص داده شود تا از بروز هرگونه ناراحتی روانی جلوگیری شود . برای درک دنیای روانی نوجوان و مشکلات او توجه به دو نکته اساسی زیر لازم است :1. طرز فکر نوجوان نسبت به خود ، همکلاسی ها ، همبازی ها ، افراد بزرگ تر ، افراد کوچکتر ، برادران ، خواهران ، پدر و مادر . 2. طرز فکر او دربارة کار ، هدف های آینده ، آرزوها و امیالی که در سر می پروراند و طرح هایی که برای زندگی آینده خود پی ریزی می کند . در بسیاری از موارد که تفاهم مطلوب و صحیحی میان پدر و مادر وجود ندارد ، نوجوان به طور خودآگاه یا ناخودآگاه متوسل به ایجاد جبهه بندی های مختلف در خانواده می شود و افراد خانواده را به دو یا چند گروه تقسیم و به جان یکدیگر می اندازد . در هیچ دوره ای از زندگی به اندازة دوران بلوغ ، فرد احتیاج به حمایت ، کمک و تفاهم ندارد . در این سنین مسائل مهمی نظیر ارتباط با دیگران ،ادامة تحصیل ، پیدا کردن کار و حرفة مورد علاقه و مسئله ازدواج مطرح می شود که نتیجه و تأثیر آن عوامل، از نظر بهداشت روانی خیلی مورد توجه قرار می گیرد .

اهمیت سلامت جسم و روان :

 سلامت روانی صرفاً به معنای نداشتن علامت بیماری نیست بلکه فرد‌سالم علاوه برنداشتن نشانه های بیماری روانی باید بتواند ارتباطات سالمی را با دیگران برقرار نماید ، واقعیتها را بپذیرد ،خود را با محیط سازگار کند و در جهت شکوفا ساختن استعدادهای فطری خود بکوشد و اهداف خود را به طور منطقی تحقق بخشد. با به خطر افتادن سلامتی جسمانی واکنشهای روانی نیز در افراد بوجود می آید . مثلاً بیماریهای مزمن جسمانی ، بیماریهای قلبی و..... تبعات منفی رفتاری را به دنبال دارد .همچنین مشکلات روانی می تواند تبعاتی را به صورت بیماریهای شبه جسمانی (مانند کسی که از شدت فشارهای روانی قدرت تکلم خود را از دست داده باشد .) و یا دچار بیماریهای روان - تنی (مانند زخم معده و فشار خون عصبی )داشته باشد . بنابر این سلامت جسم و روان از لحاظ بروز رفتارهای عادی و طبیعی ،رفتارهای منطبق با‌ملاکهای اجتماعی بسیار حایز اهمیت است .

عوامل مؤثّر بر بهداشت روانی :

بهداشت روانی افراد متأثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار می‌گیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متأثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی ، تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی می‌شود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تأثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تأثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.

راههای کاهش فشار روانی در معلمان :

1- از آنجا که در برخی از موارد کاهش و از بین بردن عوامل فشارزا غیر ممکن است وظیفة هر معلمی که فشار روانی بر خود احساس می کند،این است که علاوه بر شناسایی عوامل فشارزا  ، به مطالعة علایم و نشانگان فشار روانی و شیوه ها و ساز و کارهای مقابله با آن بپردازد و سعی کند با روش های علمی دقیق ،خود را برضد فشارزاها مقاوم و سلامت خود را تضمین کند.2- تحرک و فعالیتهای جسمانی به فایق آمدن بر فشار روانی کمک مؤثری می کند.3- از راه بیو فید بکBiofeedback یا متمرکز کردن فکر می توان فشار روان را تخفیف داد یا برآن کنترل بیشتری داشت.4- برقراری روابط اجتماعی نزدیک با همکاران و کسانی که مورد اعتمادند و مشکلات را می فهمند و حمایت و پشتیبانی می کنند به کاهش فشار روانی کمک می کند.5- در محیط مدرسه خود را صرفاً غرق کار نکنید ، زنگهای تفریح را به خود اختصاص دهید و به دانش آموزان نیز بیاموزید که از مراجعه به معلم و رفع اشکالات درسی در ساعات تفریح خودداری کنند.6- نقاط ضعف و محدودیتهای خود را بشناسید و بکوشید آنها را از بین ببرید .اجازه ندهید این ضعف ها مدت طولانی بر شما چیره شوند و باعث بروز فشار روانی و مشکلات جدید شوند.7-انتخاب شغل ،انتخاب نحوة زندگی است و انتخاب زندگی ،که با خلق و خوی و شخصیت و منش انسان سازگار نباشد ،باعث فشار روانی در همة عمر می شود.8- با آن که کار لازمة زندگی است ،همة زندگی نیست .سعی کنید به جنبه های  دیگری از زندگی که نشاط انگیز ،ارضاکننده و لذت بخش است نیز توجه داشته باشید.9- بخش ناچیزی از وقت روزانه خود را به آنچه دوست دارید مثل نقاشی ،هنر و رایانه و... اختصاص دهید.10-با جلوگیری از حساسیت بیش از اندازه و کاهش سطح توقع خود از دیگران و ترک محیط های پرفشار تا اندازه ای به آرامش برسید.11-تا جایی که امکان دارد از ورود به محیط های تنش آمیز خودداری کنید . اما به خاطر داشته باشید که بعضی عوامل فشارزای شغلی ، اجتناب ناپذیر است.

نقش بهداشت روانی در ثبات خانواده :

خانواده جایگاه مهمی در رشد شخصیت افراد دارد. اغلب افراد دچار مشکلات مختلف شخصیتی و روانی که فاقد بهداشت و سلامت روانی هستند از خانواده‌های ناسالم برخاسته‌اند. از این رو تأمین بهداشت روانی افراد خانواده جایگاهی مهمی دارد و ضروری است راهکارهای مناسب در تأمین بهداشت روانی خانواده شناسایی و به مرحلة اجرا گذارده شود. در این راستا ضروری است عواملی که مخلّ بهداشت روانی خانواده‌ها هستند شناسایی و روشهای مقابلة با آنها توصیه گردد. روشن است عدم تأمین بهداشت روانی خانواده ، تلاشهای فردی برای رسیدن به اهداف و پیشرفتهای فردی و اجتماعی را با مانع روبرو خواهد ساخت.

عوامل خانوادگی مؤثر در بهداشت روانی :

1- شیوه‌های ارتباطی موجود در خانوادهشبکه ارتباطی که فرد در آن قرار دارد عامل مهمی در تأمین بهداشت روانی فرد هستند. از این رو شیوه‌های ارتباطی نامناسب تأثیرات مضری روی فرد و سلامت او خواهند داشت. خانواده‌های سرد و فاقد روابط گرم و محبت آمیز ، خانواده‌های دارای‌روابط خصومت‌آمیز ، شیوه‌های ارتباطی شدیداً وابسته معمولاً ناسالم گزارش شده‌اند. برقراری شیوه ارتباطی منطقی ، محترمانه و در عین حال گرم و صمیمانه مدنظر متخصصان بهداشت روانی خانواده است.2- مهارتهای زندگی اعضای خانواده و نقش آن در بهداشت روانی خانوادهلازم است تک تک اعضا خانواده با مهارتهای لازم برای زندگی آشنا باشند. روشن است والدین در خانواده نقش مهمی در ترویج استفاده از مهارتهای سالم زندگی در خانواده دارند. پدران و مادران که فاقد مهارتهای مفید زندگی هستند با عدم تأمین الگوی مناسب برای فرزندان مشکلاتی را برای آنها فراهم می‌کنند. به عنوان مثال کودکی که همواره دیده است والدین او در مقابل ناملایمات زندگی با پرخاشگری و منازعه برخورد می‌کنند با احتمال بسیار بیشتری همین روش را در مسائل مربوط به خود در خانواده و حتی در بیرون از خانواده بکار خواهد بست.از اینرو لازم است خانواده‌ها با آگاهی و کسب اطلاعات لازم در زمینة شیوه‌های صحیح مهارتهای زندگی مثل کنترل و مدیریت استرس ، برنامه ریزی برای زندگی ، مدیریت اقتصادی خانواده ، مدیریت ارتباطات برون خانوادگی ، کنترل هیجانات ، آموزشهای مربوط به اجرای قاطعیت و جرأت‌مندی به تأمین بهداشت روانی افراد خانواده مبادرت ورزند.3-اقتصاد خانواده و نقش آن در بهداشت روانی خانوادهوضعیت اقتصادی خانواده با تأثیری که در فضای کلی زندگی می‌گذارد نقش خود را بر بهداشت روانی خانواده اعمال می‌کند. مشکلات اقتصادی اغلب موجب بوجود آمدن مشکلات دیگری برای خانواده می‌شوند و خانواده ناچاراً با معنویات و محرومیتهایی در سبکهای زندگی و تصمیم‌گیری مواجه می‌شود که مجبور است با آنها دست و پنجه نرم کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که اغلب شرایط نامناسب در فضای خانواده اعم از منازعه و سایر مسائل در شرایط رکود اقتصادی خانواده که خانواده با نوعی بحران اقتصادی مواجه است افزایش می‌یابد.طبقه متوسط اقتصادی از بهداشت روانی مناسبی بهره می‌برند. در واقع مسائل اقتصادی زمینه ساز بروز مشکلات مختلف ارتباطی و روانی افراد خانواده می‌شوند و با کاهش توانمندی‌های روانی افراد مقابلة با این مشکلات را برای خانواده با مانع مواجه می‌سازند. درگیری فکری واقعی برای حل مشکلات مالی خانواده ، مشغله ذهنی با پیدا کردن راههای افزایش درآمد خانواده اغلب به کاهش ظرفیت تحمل افراد منجر می‌شوند. در این حالت فرد با کوچکترین ناملایمتی واکنشهای شدیدی ممکن است از خود نشان دهد. همچنین تلاش برای بالا بردن درآمد خانواده و حفظ آن با تحت تأثیر قراردادن گرمی و صمیمیت روابط خانواده کاهش مدت زمان با هم بودن اعضا ، نقش منفی خود را اعمال می‌کند.4-ازدواجهای مناسب در تأمین بهداشت روانی خانوادهدر تشکیل یک خانوادة سالم که بتواند از بهداشت روانی خوبی بهره‌مند گردد انتخاب مناسب و ازدواج موفق مرحلة اولیه است. لازم است در ازدواج که اولین مرحلة تشکیل خانواده به شمار می‌رود ، پایه‌های اساسی تأمین بهداشت روانی خانواده ریخته شود. در این راستا توافق شخصیتی ، اقتصادی ، فرهنگی و فکری حائز اهمیت است که توصیه می‌شود با یاری از مشاوران و متخصصان امر صورت بگیرد. ازدواج های نامناسب که در آن همسران از عدم همخوانی شخصیت هایشان رنج می‌برند و یا مشکلات دیگری دارند در طول زندگی مخل بهداشت روانی آنها و فرزندان خواهد بود.

چه راه هایی را برای داشتن زندگی بهتر و سلامت روان توصیه می کنید ؟

1- سعی کنید تلویزیون ذهنتان را رنگی کنید داشتن یک تلویزیون سیاه و سفید در ذهن واقعاً مصیبت است چرا که در آن صورت شما تبدیل به فردی منفی و بدبین خواهید شد اما تصاویر زیبا و جذّاب تلویزیون رنگی ، زندگی را نیز رنگی و دلنشین خواهد کرد .2- همه جا از رنگ سبز استفاده کنید . آیا توجه کرده اید که چرا انسان هیچ گاه از دیدن مناظر طبیعت خسته نمی شود؟ رنگ سبز پیام آور آرامش ، زنده دلی و زیبایی است .3- بلندگوی دهانتان را طوری تنظیم کنید ، که تنها اجازه خروج جملات زیبا ، سعادت زا و امیدبخش را بدهد .4- چاپگر دلتان را از نوعی انتخاب کنید که تنها پیامهای مثبت ، دلنشین و امیدوارکننده را بپذیرد و چاپ کند .5- در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید. به‌خاطر‌داشته‌باشید که تفکر منفی از چنان قدرتی برخـوردار است که می تواند با قـرار گرفتن در پشت معادلة بـــزرگ زندگی ، همه علامت های مثبت آن را مانند خود منفی سازد .6- هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید گاهی غرور بیجا باعث این می شود حتی همسران خوب نیز توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند ، مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب نزدیکی را بیشتر خواهد کرد .7- آنتن‌های‌ذهنتان‌را تنها ‌به‌سوی‌ایستگاه‌هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت و دلنشین پخش می کند ، کاری کنید که کارمندان ایستگاههای منفی از شدت بیکاری اخراج شوند .8-مواظب موتور بدن خود باشید مطمئن شوید که خاموش کردن آن پس از یک روز تلاش و کوشش به عمر آن می افزاید با استراحت دادن به آن خطر روغن سوزی را کاهش دهید .9- در روابط خود با دیگران مثل یک قالب یخ نباشید، سردی و بی رحمی مهمترین عامل از بین برنده صمیمیت است در عوض همچون یک بخاری در روزهای سرد زمستان گرمازا و آرامش بخش باشید .10- هیچ گاه نگذارید واقعه ای آن چنان شما را عصبانی کند‌که جوش بیاورید تکرار چندین بار این‌واقعه موتور‌ عمر‌شما را فرسوده خواهد کرد .11-سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید ، قلبی که مقابل سرد و گرم روزگار و ضربه های عاطفی همچـون ظروف چینـی با انـدک ضربه ای خرد نشود .12- دلتان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز ، حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد می کند ، آنها که دلشان مرداب است با کوچکترین حادثه ای به تلاطم می افتند .13- ورودی بینایی و شنوایی خود را طوری تنظیم کنید که تنها ورودی اخبـار و اتفـاقـات مثبت و سازنده و سعادتمندانه را به‌ محیط داخلی بدهد .14- دائماً بر روی قطعة طلای وجودتان کار کنید ، ارزش یک فلز بر حسب میزان کاری است که بر روی آن انجام می گیرد .15- هرچند یک بار اجـازه دهید ابـرهای باران زا در فضای ذهن و روح شما مستقر شوند ، مطمئناً طراوت و شادابی باران آنها تا مدتی شما را نسبت به غم و غصه و دلمردگی بیمه خواهد کرد .16- نگذارید چراغ‌علم و دانایی‌تان‌نسبت به موضوعی‌که ‌بدان‌علاقه ‌مند ‌هستید ‌در‌ حد یک فانوس بماند از پروژکتورهای قوی و نیرومند استفاده کنید و پس از مدتی به اعتمادبه نفس خود نگاهی بیندازید، مطمئناً از افزایش آن به وجد می آیید .17- تجربه های تلخ و شیرین زندگی را درس فهمیدنی بدانید نه حفظ کردنی ، چراکه مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی پاک می شوند .18- هر چند یک بار درهای دلتان را باز بگذارید تا به‌قول شاعر‌احساستان‌هوایی بخورد . گاه درگیر شدن با روزمرّگی ها این لذّت را از آدم می گیرد .19- صبح ها که از خواب بیدار می شوید ، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید، تا خورشید‌درخشان‌تر، پرنده ها‌ خوش آوازتر و مردم مهربان تر و حتی کسب و کار نیز پربرکت تر خواهد شد .20- و آخر اینکه تلاش کنیم تا با استفاده از پاک کننده هایی همچون دعا و نیایش هر چندگاه یک بار ، زنگار از صفحة دلمان بزداییم و آن را برای انعکاس رحمت الهی آماده کنیم .

معیارهای سلامت و بیماری روانی از دیدگاه اسلام :

پیش از بیان معیارها، تذکر این نکته لازم است که دربارة حقیقت و ماهیت انسان، دو نظریة اساسی مقابل یکدیگر قرار گرفته اند:1- نظریة الهیون.2- نظریة مادیون.براساس نظریه الهیون، انسان حقیقتی است ،مرکب از جسم و بدن و روح و روان. روان انسان، جاویدان است و با مردن او فانی نمی شود.اما دیدگاه مادیون براین مبتنی است که انسان جز همین بدن، چیز دیگری نیست و با مردن، به کلی نابود می شود و متلاشی شدن بدن یعنی متلاشی شدن شخصیت انسان.به نظر می رسد غفلت روان شناسان از جنبة روحی در بررسی شخصیت انسان، به وضوح منجر به درک ناقص آن ها از انسان و کوتاهی در کوشش برای شناخت خصوصیات شخصیت بهنجار و نابهنجار شده است.همان گونه که اریک فروم ، روانکاو معروف، قصور و عجز روان شناسی جدید را در شناخت صحیح انسان، که ناشی از عدم توجه به بررسی جنبة روانی انسان می باشد، مشاهده کرده است. متأسفانه امروزه می بینیم که روان شناسی مبدل به علمی شده است که دربارة همه چیز، به جز روان انسان بحث می کند و می کوشد جنبه هایی از انسان را، که امکان آزمایش آن در آزمایشگاه وجود دارد، بشناسد.امّا ملاک های سلامت و بیماری روانی از دیدگاه اسلام یا به عبارت دیگر، معیارهای شخصیت بهنجار، کامل، نمونه، مطلوب و مسلمان نمونه از غیر آن چیست؟به طور کلی، می توان گفت:شخصیت بهنجار از نظر اسلام، شخصیتی است که جسم و روح او متعادل باشد و نیازهای هر کدام ارضا شود.انسانی که دارای شخصیت بهنجار است، به جسم و سلامت و نیرومندی آن اهمیت می دهد و نیازهای آن را درحدی که شرع مقدس روا می داند، برآورده می سازد و همزمان با آن، به خدا ایمان می آورد، عبادات و اموری را که موجب رضایت خدا هستند انجام می دهد و از اعمالی که موجب خشم خدا می شود، اجتناب می کند. بنابراین، از نظر اسلام، کسی که پیروی از هوای نفس خویش کند، نابهنجار است و نیز کسی که خواسته های جسمانی خود را سرکوب کند و با رهبانیتی افراطی و ریاضتی شدید باعث ضعف جسمی خود شود و تنها به ارضای نیازها و تمایلات معنوی بپردازد نیز نابهنجار تلقی می شود؛ زیرا این گونه گرایش های افراطی و تفریطی با طبیعت و فطرت انسان، مخالف و ناسازگار است. به همین دلیل، هیچ کدام از این دو گرایش به شکل گیری و تحقق ماهیت حقیقی انسان نمی انجامد، چنان که او را به کمال حقیقی شخصیتی نیز نمی رساند.

تأثیر عبادات در پیشگیری و درمان اختلالات روان :

عباداتی مانند نماز ، روزه ، زکات و حج که دین اسلام بر پیروان خود واجب کرده است موجب می شود که فرد به سوی رفتار بهتر و برتر و رشد و ارتقای نفس و اجتناب از رفتار زشت و انحرافی و غیر انسانی گرایش پیدا کند . یکی از عباداتی که در این زمینه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است نماز می باشد .نماز یک رابطه خاضعانه و خاشعانه بین انسان و پروردگار است . بر قراری چنین رابطه ای در برابر آفریدگار هستی ، نیرویی معنوی به انسان می بخشد که حسن صفای روحی و آرامش قلبی و اهمیت روانی را در او برمی انگیزد . انسان وقتی در مقابل قادر متعال می ایستد ، از همه اشتغالات و مشکلات دنیا روی برمی‌گرداند و تمام حواس خود را متوجة خدا می کند ، در نتیجه حالتی از آرام سازی کامل و آرامش روان در او ایجاد می شود که از نظر درمانی تأثیر به سزایی در کاهش اضطراب و نگرانی او دارد .دکتر توماس هایسلوپ (پزشک) می گوید : «مهمترین وسیله ایجاد آرامش در روان و اعصاب انسان که من تاکنون شناخته ام، نماز است.»پیامبر اکرم (ص) نیز به هنگام فرا رسیدن اوقات نماز فرموده اند: « ای بلال ما را با نماز به آرامش وادار »رابطه معنوی بین انسان و خداوند در موقع نماز . به او چنان نیرویی می بخشد که موجب تجدید امید ، تقویت اراده و آزاد شدن توانایی های عظیم وی می شود به طوری که او را بر عمل سختی ها و انجام کارهای بسیار بزرگ قادر می سازد .سیول برت روانشناس انگلیسی نیز گفته است : « ما به واسطه نماز می توانیم وارد انبار بزرگی از نشاط عقلانی شویم که در شرایط عادی یارای وصول بدان را نداریم .»

منـابـع :

1- رهنمودهای بهداشتی در خانواده زهره بهداد انتشارات انجمن اولیاء و مربیان 13722- بهداشت روانی دکتر حمزه گنجی نشر ارسباران 13793- آسیب شناسی روانی حسین آزاد انتشارات بعثت 13724- روانشناسی عمومی علیرضا بخشایش انتشارات یزد 13795- مقالة بهداشت روانی در خانواده نورالدین میرکاظمی مقدم- ماهنامة پیوند شمارة 272 خرداد 816- بهداشت روانی سیما فردوسی رشتة کودکیاری شاخة فنی و حرفه‌ای - 1385

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)