X
تبلیغات
رایتل

آموزش فناوری دانلود

در جستجوی اصل کلی(2)

در جستجوی اصل کلی(2)

"آن چه در آموزش مهم است بیش از خلق یک طرح درس خلاقانه، توانایی ربط دادن طرح درس به زندگی روزمره ی دانش آموزان است."

این اصل مهمترین درسی ست که از تجربه ی نیم بندم در آموزش به دانش آوزان دبیرستانی گرفته ام.

به عنوان معلمی جوان همیشه سعی می کردم که به لطایف الحیل کلاس هایم را جذاب تر کنم. از دید خودم هر موضوع عمیق و جدی زبان شناسی را به زور بازی و مثال و قصه و... آن چنان جذاب می کردم که بچه متقاعد شوند که حرف هایم را بشنوند، و همیشه تعجب می کردم که چرا هر چه می گذرد کمتر موفق می شوم. در جلسات اول واقعا موفق می شدم که بچه ها را شگفت زده کنم ولی هر چه می گذشت با آن که از نظرم خودم روش های جدیدتر و خلاقانه تری کشف می کردم کمتر موفق به شگفت زده کردن بچه ها می شدم. در آخر هم مدرسه را متهم می کردم که بچه ها را بیش از حد با انواع تفریحات علمی اشباع کرده است آن قدر که دیگر توان شگفت زده شدن برابر پدیده ها را از دست داده اند.

آن چه برایم مهم بود این بود که بچه ها را وادار کنم درباره ی پدیده ها فکر کنند(به طور خاص درباره ی زبان که موضوع درسم بود) و فکر می کردم راهش این است که شگفت زده شوند. فکر می کردم هر انسانی اگر با پدیده ای نو و جذاب برخورد کند حتما فکرش درگیر آن می شود، و هر جلسه مشتاقانه منتظر بودم که بچه ها درباره ی ایده های نویی که در طول هفته به ذهنشان رسیده حرف بزنند(اتفاقی که تا جلسه ی پایانی نیفتاد).

حالا اما عقیده ام عوض شده؛ آن چیزی که باعث می شود بچه ها در طول هفته به موضوع درس فکر کنند و درباره ی آن به عقیده ی شخصی برسند، جذاب ارائه شدن درس نیست. بلکه توانایی معلم است در اینکه اولا موضوع درس را به حد کافی برای بچه ها ساده(و حتی بدیهی)جلوه دهد و ثانیا بتواند آثار آن را زندگی روزمره شان نشان دهد.

استفاده ی از زندگی روزمره در تدریس نباید در حد آوردن مثال از زندگی روزمره برای اثبات مدعای درس باشد، بلکه باید برای بچه ها مشخص شود که چه مسائلی در زندگی روزمره شان به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر مضوع درس است. در حالت ایده آل درس باید به گونه ای داده شود که بچه ها ناخودآگاه در زندگی روزمره شان به پدیده های مربوط به درس توجه کنند. مثلا اگر موضوع درس زبان شناسی است بچه ها به طور ناخودآگاه برخوردشان با پدیده های مختلف زبانی عوض شود، مثلا توجهشان به تاثیر تایپ فینگلیش بر زبانشان جلب شود و درباره ی تاثیر آن فکر کنند.

جذاب کردن بیش از حد درس حتی می تواند به فرایند درونی کردن درس آسیب بزند. مثلا ممکن است موضوع را بیش از حد فانتزی و دور از زندگی روزمره نشان دهد. یا بچه ها درس را اطلاعاتی عجیب و متفاوت با آن چه تاکنون درباره ی زندگی روزمره شان می اندیشند بپندارند و خود را در حد نزدیک شدن به آن علم نبینند. در حالتی که زمانی خلاقیت بچه ها پرورده می شود که احساس کند افکاری که دارند ارزشمند هستند و تنها تفاوت آن افکار با علوم در صورت بندی آن ها ست. اگر بچه ها با اندیشمندان علوم مختلف به عنوان افرادی عجیب و دور از دسترس مواجه شوند ممکن است که این تصویر برایشان در کوتاه مدت جذاب باشد ولی از انجام کارهای کوچک(خلاقانه)علمی برای همیشه منصرقشان می کند.

پی نوشت:بخشی از این حرف ها از قبل در ذهنم چرخ می خوردند ولی تنها بعد از جلسه ی با مریم سلطان زاده(دانشجوی اجوکیشن)نظم یافتند.

منبع:http://sarekhaledi.blogfa.com/post-23.aspx

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)